محمد تقي جعفري

4

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

و تكرار مىشود ، يك معناى بسيار ابتدايى و سطحى دارد كه در ذهن و سخنان عاميانه متداول است و آن كشش از زمان است كه پس از اين مىآيد و از مقابل ديدگانشان مىگذرد . اكنون كه ساعتشان 7 صبح را نشان مىدهد ، ما بعد اين 7 آينده است ، چنان كه ما قبل 7 گذشته است ، اكنون كه آفتاب غروب كرده و در تاريكى شب بسر مىبرند ، طلوع آفتاب كه پس از اين صورت خواهد گرفت آينده است . اين آينده هاى جزئى در نظر عاميان بيك ديگر مىپيوندد و آيندهء دور و مطلق را به وجود مىآورند مفهوم آينده معناى عميقتر ديگرى دارد كه خود كشش زمانى مجرد را به آرامى كنار مىگذارد و فرا رسيدن و شكوفان گشتن تدريجى معلولها و آثار گذشته و حال را در نظر مىگيرد . به اضافهء جهشها و رويدادهاى محاسبه ناشده كه ديروز و امروز در عرصهء علتها و عوامل ديده نشده است . بنا بر اين ، آينده چيزى جز جلوه ديگرى از علل و رويدادهاى ديروز و امروز به اضافهء تازه ها نمىباشد . مطلب دوم - مثنوى چيست ؟ اگر در تحقيق و ارزيابى اين كتاب از افراط و تفريط و مطلق بازىها بگذريم و بر سر كتاب مثنوى آن مثنوى بازى را در نياوريم كه يك آشپز به سر ماهى در مىآورد ، نخست ماهى از دريا گرفته شده را به دست مىآورد ، سپس آن را در ماهى تابه مىپزد و با چيزهايى كه آن را خوش طعم مىكند ، مىپزد و روى سفره مىگذارد . بايد بگوييم : كتاب مثنوى براى آيندهء حتى خيلى دور و طولانى سخنان و حقايقى دارد . در مقدمهء جلد سيزدهم از تفسير و نقد و تحليل در حدود دويست مطلب كه